1
00:01:29,980 --> 00:01:35,990
‫قسمت ۳: همه‌فن‌حریف از ایده‌آل‌هاش میگه

2
00:01:39,300 --> 00:01:43,710
‫منو از گروه قهرمان‌ها انداختن بیرون
‫چون ضعیف بودم.

3
00:01:43,710 --> 00:01:47,000
‫این چیزی بود که مقاله
‫روزنامه امروز نوشته بود.

4
00:01:47,760 --> 00:01:52,700
‫می‌دونستم همچین اتفاقی می‌افته،
‫ولی حتماً باید الان می‌شد؟

5
00:01:55,080 --> 00:02:00,630
‫بعد خوندن اون مقاله،
‫هنوز چند نفر بهم اعتماد دارن؟

6
00:02:05,150 --> 00:02:07,070
‫روزنامه امروز رو دیدی؟

7
00:02:07,070 --> 00:02:10,440
‫اورهان از گروه قهرمان‌ها اخراج شده، نه؟

8
00:02:10,440 --> 00:02:13,130
‫اونم به خاطر اینکه خیلی ضعیف بوده!

9
00:02:13,130 --> 00:02:16,490
‫دیروز که می‌گفت خودش گذاشته رفته.

10
00:02:16,490 --> 00:02:19,640
‫اگه اخراج شده باشه،
‫پس حقیقت کلاً یه چیز دیگه‌ست...

11
00:02:19,640 --> 00:02:20,490
‫صبح بخیر.

12
00:02:21,770 --> 00:02:22,700
‫اورهان!

13
00:02:22,700 --> 00:02:24,450
‫ص-صبح بخیر.

14
00:02:24,450 --> 00:02:25,820
‫صبح بخیر.

15
00:02:25,820 --> 00:02:27,450
‫صبح بخیر...

16
00:02:27,640 --> 00:02:29,130
‫صبح بخیر.

17
00:02:29,560 --> 00:02:30,710
‫سلام.

18
00:02:31,650 --> 00:02:33,730
‫جو کلاً با دیروز فرق داره.

19
00:02:34,210 --> 00:02:36,720
‫خب، بعد اون همه پز دادنی که
‫از طرف من داد،

20
00:02:36,720 --> 00:02:38,870
‫درک می‌کنم چرا گیج شدن.

21
00:02:38,870 --> 00:02:39,830
‫اورهان!

22
00:02:45,460 --> 00:02:48,480
‫خیلی متاسفم! اصلاً روحمم خبر نداشت!

23
00:02:48,950 --> 00:02:50,440
‫سلما...

24
00:02:53,600 --> 00:02:56,390
‫دلیلی نداره عذرخواهی کنی.

25
00:02:56,390 --> 00:02:59,950
‫اگه نتونی خودتو کنترل کنی،
‫سفر آموزشی‌مون شکست می‌خوره.

26
00:03:01,000 --> 00:03:06,450
‫ولی من دیروز کلی از اسم تو مایه گذاشتم
‫تا به تازه‌کارها انگیزه بدم...

27
00:03:06,770 --> 00:03:10,900
‫باید بیشتر حواسمو جمع می‌کردم.

28
00:03:10,900 --> 00:03:12,770
‫من خوبم.

29
00:03:12,770 --> 00:03:16,460
‫من باید عذرخواهی کنم که شفاف نبودم
‫و دردسر درست کردم.

30
00:03:17,040 --> 00:03:19,470
‫موقع گشتن تو سیاه‌چال هواتو دارم،

31
00:03:19,780 --> 00:03:23,200
‫پس مثل همیشه سرت رو بالا بگیر.

32
00:03:23,860 --> 00:03:24,970
‫همه‌تون همین‌طور.

33
00:03:25,360 --> 00:03:26,300
‫اورهان...

34
00:03:26,880 --> 00:03:31,850
‫ولی راسته که اورهان
‫تا طبقه ۹۴ رفته، مگه نه؟

35
00:03:31,850 --> 00:03:34,730
‫همونشم خیلی خفنه!

36
00:03:34,730 --> 00:03:37,610
‫پس ما اصلاً نگران نیستیم.

37
00:03:40,320 --> 00:03:42,020
‫درسته.

38
00:03:42,020 --> 00:03:45,310
‫تو دیروز هم کارت عالی بود.

39
00:03:45,310 --> 00:03:46,620
‫امروز هم همون‌طوری باش.

40
00:03:46,960 --> 00:03:48,910
‫باشه. بسپاریدش به من.

41
00:03:52,680 --> 00:03:54,730
‫صبح بخیر، اورهان.

42
00:03:54,730 --> 00:03:57,100
‫صبح بخیر آقا!

43
00:03:57,100 --> 00:03:58,630
‫صبح بخیر.

44
00:03:59,100 --> 00:04:00,550
‫صبح بخیر بچه‌ها.

45
00:04:01,050 --> 00:04:03,380
‫خبر دارین تو روزنامه امروز چی نوشتن، نه؟

46
00:04:03,380 --> 00:04:05,520
‫اون مقاله پر از دروغه!

47
00:04:05,520 --> 00:04:08,470
‫آره، هیچ کدومش مهم نیست!

48
00:04:09,400 --> 00:04:11,600
‫حقیقت داره؟

49
00:04:12,270 --> 00:04:14,940
‫خب، بخش زیادیش آره.

50
00:04:16,710 --> 00:04:19,960
‫اگه سوالتون اینه که زیادی
‫ضعیف بودم یا نه، جواب مثبته.

51
00:04:20,530 --> 00:04:24,150
‫پس من اون قهرمانی نیستم که
‫الان همه انتظارشو دارن.

52
00:04:24,680 --> 00:04:26,360
‫شرمنده که بهتون نگفتم.

53
00:04:27,410 --> 00:04:30,910
‫نه... قضیه چیه؟

54
00:04:31,380 --> 00:04:34,670
‫ولی تو که قوی بودی!

55
00:04:34,670 --> 00:04:37,670
‫تو توی یه چشم به هم زدن
‫دخلِ دوجین اورک رو آوردی!

56
00:04:37,670 --> 00:04:41,240
‫من می‌دونم که تو ضعیف نیستی!

57
00:04:41,240 --> 00:04:42,490
‫سوفیا...

58
00:04:43,370 --> 00:04:44,430
‫ممنون.

59
00:04:45,260 --> 00:04:51,310
‫همون‌طور که اون گفت، زورم اون‌قدر
‫میرسه که تا طبقه ۵۱ ببرمتون.

60
00:04:51,950 --> 00:04:57,190
‫دیگه قهرمان نیستم، ولی به عنوان «اورهان دورا»،
‫یه ماجراجوی ساده، قسم می‌خورم...

61
00:04:57,680 --> 00:05:00,300
‫ازتون محافظت کنم.

62
00:05:00,980 --> 00:05:04,820
‫واسه همین می‌خوام تو گشت سیاه‌چال تمام تلاشتون
‫رو بکنید، درست مثل کاری که دیروز کردین.

63
00:05:04,820 --> 00:05:06,700
‫چشم!

64
00:05:06,970 --> 00:05:08,790
‫عجب...

65
00:05:08,790 --> 00:05:11,380
‫حس احمق‌ها رو دارم که ذوق‌زده شدم.

66
00:05:11,950 --> 00:05:15,960
‫سیاه‌چال بزرگ جنوبی، طبقه ۲۱

67
00:05:18,570 --> 00:05:22,710
‫امروز قراره از طبقه ۲۱ بریم تا طبقه ۳۵.

68
00:05:23,080 --> 00:05:26,070
‫ولی ما محافظ‌ها هیچ دستورالعملی نمی‌دیم...

69
00:05:26,070 --> 00:05:29,220
‫تا وقتی که برسیم به طبقات میانی،
‫یعنی شروع از طبقه ۳۱.

70
00:05:29,740 --> 00:05:31,610
‫تا اون موقع، دقیقاً مثل دیروزه،

71
00:05:31,610 --> 00:05:33,970
‫و تازه‌کارها جلو می‌رن.

72
00:05:35,230 --> 00:05:37,730
‫طبقه ۲۴

73
00:05:39,730 --> 00:05:42,230
‫طبقه ۲۹

74
00:05:46,710 --> 00:05:49,370
‫کار جفتتون عالی بود.

75
00:05:50,010 --> 00:05:51,870
‫ایول!

76
00:05:52,350 --> 00:05:55,360
‫هنوز بهم باور دارن.

77
00:05:55,360 --> 00:05:56,410
‫خوبه.

78
00:06:00,130 --> 00:06:04,130
‫طبقه ۳۱

79
00:06:01,310 --> 00:06:03,650
‫رسیدیم به طبقه ۳۱.

80
00:06:04,400 --> 00:06:06,720
‫از اینجا به بعد من دستور میدم.

81
00:06:06,720 --> 00:06:08,330
‫باید حواسم جمع باشه.

82
00:06:13,290 --> 00:06:15,510
‫حضور هیولاها رو جلوتر حس می‌کنم.

83
00:06:15,510 --> 00:06:16,890
‫همه آماده‌ان؟

84
00:06:16,890 --> 00:06:17,770
‫بله.

85
00:06:17,770 --> 00:06:19,020
‫آره!

86
00:06:22,650 --> 00:06:25,150
‫کارولین، حواس گابلین‌ها رو پرت کن.

87
00:06:25,150 --> 00:06:27,150
‫اطاعت!

88
00:06:31,690 --> 00:06:33,760
‫مثل همیشه‌ست...

89
00:06:33,760 --> 00:06:35,370
‫سوفیا، تو اورک‌های عقبی رو بزن.

90
00:06:35,370 --> 00:06:36,620
‫با-باشه!

91
00:06:37,020 --> 00:06:38,750
‫لوگان، با جادو تقویتشون کن...

92
00:06:38,000 --> 00:06:39,250
‫افزایش چابکی.

93
00:06:39,250 --> 00:06:40,350
‫افزایش تکنیک.

94
00:06:40,350 --> 00:06:41,750
‫افزایش جادو!

95
00:06:44,360 --> 00:06:46,740
‫دستوراتش دقیقاً همون چیزاییه
‫که هر کسی میده.

96
00:06:46,740 --> 00:06:48,760
‫شاید واقعاً مالی نیست.

97
00:06:49,280 --> 00:06:50,400
‫خب، مهم نیست.

98
00:06:50,400 --> 00:06:52,260
‫کار من عوض نمیشه.

99
00:07:00,000 --> 00:07:02,300
‫این از کارولین.

100
00:07:02,300 --> 00:07:03,730
‫حالا سوفیا...

101
00:07:09,190 --> 00:07:10,740
‫داری چی‌کار می‌کنی، سوفیا؟

102
00:07:11,180 --> 00:07:14,560
‫می‌گفت قبلاً توسط اورک‌ها مورد حمله قرار گرفته.

103
00:07:14,560 --> 00:07:17,240
‫نگو که اون‌قدر شوکه شده که نمی‌تونه تکون بخوره.

104
00:07:18,320 --> 00:07:20,500
‫یعنی نمی‌خواد کمکش کنه؟

105
00:07:23,540 --> 00:07:26,000
‫پس نمی‌شه روش حساب کرد.

106
00:07:26,570 --> 00:07:28,760
‫خودم باید نجاتش بدم...

107
00:07:30,380 --> 00:07:31,630
‫کاهش چابکی.

108
00:07:36,560 --> 00:07:37,790
‫چیزی نیست.

109
00:07:37,790 --> 00:07:44,590
‫تو هم‌تیمی‌هات کارولین و لوگان
‫رو داری، منم هستم.

110
00:07:44,590 --> 00:07:46,650
‫الان دیگه تنها نیستی.

111
00:07:47,160 --> 00:07:49,930
‫پس آروم باش و تمام تلاشتو بکن.

112
00:07:49,930 --> 00:07:52,150
‫باشه، حتماً.

113
00:08:04,640 --> 00:08:07,000
‫نیزه آتشین!

114
00:08:19,560 --> 00:08:23,190
‫کسی نگفته بود می‌تونه
‫از جادوی پیشرفته استفاده کنه...

115
00:08:24,940 --> 00:08:28,190
‫سوفیا، تو محشری!

116
00:08:29,660 --> 00:08:31,790
‫خوشحالم که جواب داد!

117
00:08:32,740 --> 00:08:33,990
‫آفرین.

118
00:08:33,990 --> 00:08:35,450
‫حمله خوبی بود.

119
00:08:36,430 --> 00:08:38,450
‫ممنونم!

120
00:08:38,780 --> 00:08:42,450
‫اون افسون تضعیف روی اورک،
‫و جادوی پیشرفته سوفیا...

121
00:08:43,090 --> 00:08:46,700
‫مگه از گروه قهرمان‌ها اخراج نشده بود؟

122
00:08:47,240 --> 00:08:49,260
‫قضیه چیه؟

123
00:08:49,960 --> 00:08:52,970
‫طبقه ۳۵

124
00:08:57,970 --> 00:09:00,180
‫ی-یه رتیل مرگ؟!

125
00:09:00,490 --> 00:09:03,240
‫ما اون‌قدر قوی نیستیم که با اون بجنگیم!

126
00:09:03,240 --> 00:09:04,940
‫حالا چی‌کار کنیم؟

127
00:09:05,310 --> 00:09:08,830
‫لوگان، به کارولین «افزایش چابکی»
‫و «افزایش استقامت» بده.

128
00:09:08,830 --> 00:09:10,440
‫به سوفیا هم «افزایش جادو».

129
00:09:11,310 --> 00:09:13,260
‫همون دستورهای همیشگی؟!

130
00:09:15,310 --> 00:09:17,320
‫احمق، این دیوونگیه.

131
00:09:17,320 --> 00:09:18,560
‫صبر کن.

132
00:09:18,560 --> 00:09:20,330
‫چرا؟ کارولین که...

133
00:09:20,330 --> 00:09:22,830
‫اگه بری جلو، به ضررته.

134
00:09:23,830 --> 00:09:26,330
‫بپر روش و همزمان پشتش رو بزن!

135
00:09:26,330 --> 00:09:28,080
‫اطاعت!

136
00:09:39,220 --> 00:09:40,240
‫خوبه.

137
00:09:40,240 --> 00:09:42,690
‫کارولین، حواسشو رو خودت نگه‌دار.

138
00:09:42,690 --> 00:09:44,350
‫سمیه.

139
00:09:44,350 --> 00:09:47,350
‫با دقت به حملاتش نگاه کن
‫و مطمئن شو جاخالی میدی.

140
00:09:47,760 --> 00:09:49,260
‫باشه!

141
00:10:04,500 --> 00:10:07,900
‫هی! هی! این‌ور، آقای عنکبوته!

142
00:10:10,510 --> 00:10:13,770
‫لوگان، تحرک کارولین به تو بستگی داره.

143
00:10:13,770 --> 00:10:15,150
‫پشتیبانی‌اش کن.

144
00:10:15,150 --> 00:10:16,670
‫چشم!

145
00:10:16,670 --> 00:10:18,950
‫سوفیا، تو زمین‌گیرش کن.

146
00:10:18,950 --> 00:10:20,180
‫حله!

147
00:10:24,930 --> 00:10:26,550
‫برش بادی!

148
00:10:35,220 --> 00:10:36,940
‫گرفتمش!

149
00:10:38,450 --> 00:10:39,440
‫هنوز نه!

150
00:10:39,440 --> 00:10:42,400
‫لوگان، به کارولین «افزایش قدرت»
‫و «افزایش تکنیک» بده!

151
00:10:42,400 --> 00:10:43,610
‫ها؟ چرا؟

152
00:10:43,610 --> 00:10:44,160
‫عجله کن.

153
00:10:45,210 --> 00:10:46,290
‫باشه!

154
00:10:49,600 --> 00:10:51,040
‫این دیگه چیه؟

155
00:10:51,770 --> 00:10:52,990
‫این چیه؟

156
00:10:52,990 --> 00:10:55,350
‫نمی‌تونم بیام بیرون...

157
00:10:56,180 --> 00:10:57,170
‫نه!

158
00:10:57,500 --> 00:10:59,780
‫کارولین، تارها رو با خنجرت ببر.

159
00:10:59,780 --> 00:11:01,930
‫الان به اندازه کافی قوی هستی.

160
00:11:01,930 --> 00:11:05,180
‫باشه، سعی می‌کنم!

161
00:11:05,680 --> 00:11:09,690
‫یاه! یاه! یاه!

162
00:11:10,360 --> 00:11:13,810
‫نکنه اون دستورها رو داد چون
‫می‌دونست قراره این‌طوری بشه؟

163
00:11:14,300 --> 00:11:16,270
‫سوفیا، یه «تیر سنگی» آماده کن.

164
00:11:16,270 --> 00:11:17,620
‫باشه!

165
00:11:18,160 --> 00:11:20,870
‫لوگان، به سوفیا دوباره «افزایش جادو» بده.

166
00:11:20,870 --> 00:11:23,390
‫قبلی داره تموم میشه.

167
00:11:24,180 --> 00:11:25,080
‫باشه!

168
00:11:26,100 --> 00:11:28,830
‫فکر نکنم بتونم، آقا!

169
00:11:29,360 --> 00:11:33,330
‫لوگان الان فقط می‌تونه همزمان
‫سه تا جادو بزنه.

170
00:11:33,760 --> 00:11:34,790
‫خیلی خب.

171
00:11:35,840 --> 00:11:37,210
‫افزایش برندگی.

172
00:11:42,060 --> 00:11:45,220
‫تونستم! آزاد شدم!

173
00:11:45,620 --> 00:11:46,970
‫خیلی خب، سوفیا.

174
00:11:46,970 --> 00:11:50,010
‫باشه! تیر سنگی!

175
00:11:59,740 --> 00:12:01,330
‫ایول!

176
00:12:02,750 --> 00:12:04,110
‫عجب...

177
00:12:05,620 --> 00:12:07,110
‫انجامش دادیم!

178
00:12:07,110 --> 00:12:08,620
‫آره واقعاً.

179
00:12:08,960 --> 00:12:12,800
‫لوگان، این به خاطر
‫جادوی پشتیبانی تو جواب داد.

180
00:12:11,890 --> 00:12:14,370
‫کارت عالی بود!

181
00:12:12,800 --> 00:12:14,370
‫گل کاشتی.

182
00:12:15,970 --> 00:12:17,490
‫ممنونم.

183
00:12:20,170 --> 00:12:22,050
‫خیلی خب، برمی‌گردیم.

184
00:12:22,050 --> 00:12:23,620
‫باشه!

185
00:12:29,600 --> 00:12:32,430
‫خسته نباشید همگی!

186
00:12:32,870 --> 00:12:35,190
‫فردا روز آخره!

187
00:12:35,640 --> 00:12:40,570
‫مطمئن شید که خوب استراحت می‌کنید
‫تا براش آماده باشید!

188
00:12:41,170 --> 00:12:42,880
‫حالا مرخصید.

189
00:12:42,880 --> 00:12:43,820
‫بله خانم!

190
00:12:46,530 --> 00:12:48,500
‫هی، اورهان، یه دقیقه وقت داری؟

191
00:12:49,820 --> 00:12:50,650
‫هی.

192
00:12:51,640 --> 00:12:53,800
‫آره، حتماً.

193
00:12:53,800 --> 00:12:55,080
‫چی شده؟

194
00:12:55,350 --> 00:12:57,910
‫داریم میریم یه چیزی بخوریم.

195
00:12:57,910 --> 00:12:59,340
‫میای باهامون؟

196
00:13:01,040 --> 00:13:04,580
‫انگار واقعاً مشکلی باهام ندارن.

197
00:13:04,580 --> 00:13:05,590
‫خوبه.

198
00:13:06,230 --> 00:13:07,680
‫ممنون.

199
00:13:07,680 --> 00:13:09,600
‫خیلی دوست دارم بیام.

200
00:13:10,160 --> 00:13:12,770
‫باشه، بزن بریم.

201
00:13:13,850 --> 00:13:15,730
‫چیزی مد نظرتون هست بخورید؟

202
00:13:16,050 --> 00:13:17,720
‫فرقی نمی‌کنه.

203
00:13:17,720 --> 00:13:20,800
‫پس بریم همون پاتوق همیشگی.

204
00:13:18,200 --> 00:13:20,800
‫موقع گشت‌و‌گذار خیلی فرصت نشد
‫با هم حرف بزنیم،

205
00:13:20,800 --> 00:13:22,040
‫غذای اونجا خیلی خوبه.

206
00:13:20,800 --> 00:13:22,980
‫پس شاید فرصت خوبی باشه.

207
00:13:26,810 --> 00:13:31,490
‫راستی، گفتی اورهان چند وقت پیش
‫نجاتت داد، آره؟

208
00:13:31,760 --> 00:13:36,200
‫آره. سه روز پیش، توی یه سیاه‌چال
‫که تازه کشف شده بود.

209
00:13:36,200 --> 00:13:38,950
‫تنها بود؟

210
00:13:38,950 --> 00:13:40,250
‫آ-آره...

211
00:13:40,590 --> 00:13:45,010
‫خب تعریف کن ببینم چطوری بود.

212
00:13:45,010 --> 00:13:47,260
‫نمی‌دونم چی بگم...

213
00:13:47,580 --> 00:13:52,510
‫یادت میاد از چه جادویی استفاده کرد،
‫یا چطوری می‌جنگید؟

214
00:13:53,110 --> 00:13:54,900
‫هوم...

215
00:13:54,900 --> 00:14:00,880
‫یه انفجار بادِ خفن بود که ازش استفاده کرد...

216
00:14:00,880 --> 00:14:01,910
‫دیگه چی؟

217
00:14:02,610 --> 00:14:07,360
‫یه کاری هم کرد که انگار شمشیرش رو
‫با جادوی پشتیبانی تقویت کرد.

218
00:14:07,690 --> 00:14:09,760
‫آره، «افزایش برندگی».

219
00:14:09,760 --> 00:14:12,620
‫اون یه جادوی پشتیبانیه که روی سلاح
‫استفاده می‌کنن، نه آدم‌ها.

220
00:14:13,410 --> 00:14:15,310
‫امروز هم از اون استفاده کرد!

221
00:14:15,310 --> 00:14:19,120
‫خنجرهای من خیلی تیزتر شده بودن!
‫خودمم تعجب کردم!

222
00:14:19,470 --> 00:14:23,380
‫وقتی نجاتت داد داشت از شمشیر استفاده می‌کرد؟

223
00:14:23,380 --> 00:14:26,770
‫آره، داشت اورک‌ها رو تیکه پاره می‌کرد!

224
00:14:26,770 --> 00:14:30,660
‫پس بلده با شمشیر بجنگه، نه فقط با جادو؟

225
00:14:30,660 --> 00:14:32,910
‫دلیلشو درست نمی‌دونم،

226
00:14:32,910 --> 00:14:36,240
‫ولی گفت بعد از اینکه از گروه قهرمان‌ها
‫اومده بیرون... «تغییر کلاس» داده؟

227
00:14:36,240 --> 00:14:38,140
‫به یه مهاجم خط مقدم.

228
00:14:38,480 --> 00:14:39,950
‫تغییر کلاس داده؟

229
00:14:40,470 --> 00:14:42,270
‫با عقل جور در نمیاد.

230
00:14:42,270 --> 00:14:48,030
‫اون امروز مثل یه افسونگرِ تمام‌عیار رفتار می‌کرد...

231
00:14:48,350 --> 00:14:50,280
‫سوفیا، یه «تیر سنگی» آماده کن.

232
00:14:50,280 --> 00:14:51,570
‫باشه!

233
00:14:52,220 --> 00:14:54,410
‫کارولین، تارها رو با خنجرت ببر.

234
00:14:54,960 --> 00:14:58,000
‫لوگان، به کارولین «افزایش قدرت»
‫و «افزایش تکنیک» بده!

235
00:14:59,090 --> 00:15:00,250
‫باشه!

236
00:15:01,230 --> 00:15:03,750
‫من امروز صبح دچار سوءتفاهم شدم.

237
00:15:04,200 --> 00:15:08,070
‫وقتی فهمیدم از گروه قهرمان‌ها اخراج شده،

238
00:15:08,070 --> 00:15:09,260
‫ناامید شدم،

239
00:15:09,260 --> 00:15:12,230
‫و عصبانی، انگار که به انتظاراتم خیانت کرده بود.

240
00:15:12,930 --> 00:15:16,010
‫ولی توی نبرد با اون اورک‌ها...

241
00:15:16,810 --> 00:15:20,020
‫اورهان یواشکی از «کاهش چابکی» استفاده کرد.

242
00:15:22,060 --> 00:15:23,310
‫کاهش چابکی.

243
00:15:23,310 --> 00:15:25,940
‫جادویی که توانایی‌های حریف رو پایین میاره.

244
00:15:25,940 --> 00:15:27,760
‫به اصطلاح یه «دی‌باف».

245
00:15:28,190 --> 00:15:31,830
‫شنیدم حتی سلما هم به ندرت
‫ازشون استفاده می‌کنه.

246
00:15:31,830 --> 00:15:33,560
‫استفاده ازشون انقدر سخته.

247
00:15:34,110 --> 00:15:37,700
‫ولی اورهان خیلی راحت ازش استفاده کرد.

248
00:15:38,880 --> 00:15:42,460
‫و بعد نبردمون با رتیل مرگ تو طبقه ۳۵.

249
00:15:43,230 --> 00:15:48,710
‫اون اولین نبردی بود که اهمیتِ
‫«آرایش جنگی» رو درک کردم.

250
00:15:49,170 --> 00:15:52,940
‫هی! هی! این‌ور، آقای عنکبوته!

251
00:15:49,460 --> 00:15:52,940
‫اگه مدافع حواس دشمن رو پرت کنه،

252
00:15:52,940 --> 00:15:56,980
‫مهاجم و پشتیبان می‌تونن روی حرکت
‫بعدی‌شون تمرکز کنن.

253
00:15:54,450 --> 00:15:57,660
‫لوگان، تحرک کارولین به تو بستگی داره.

254
00:15:57,660 --> 00:15:59,030
‫پشتیبانی‌اش کن.

255
00:16:00,610 --> 00:16:02,580
‫سوفیا، تو زمین‌گیرش کن.

256
00:16:02,580 --> 00:16:05,220
‫این شیوه ایده‌آل مبارزه‌ست.

257
00:16:08,190 --> 00:16:13,280
‫تازه، اون دقیقاً می‌دونست کی باف‌های
‫گروهش تموم میشه.

258
00:16:10,480 --> 00:16:13,280
‫لوگان، به سوفیا دوباره «افزایش جادو» بده.

259
00:16:13,280 --> 00:16:15,660
‫قبلی داره تموم میشه.

260
00:16:15,660 --> 00:16:19,610
‫و حتی آخرین حمله رتیل مرگ
‫رو هم پیش‌بینی کرد.

261
00:16:22,430 --> 00:16:27,630
‫اون روند نبرد رو می‌خوند و
‫بهترین دستورها رو می‌داد!

262
00:16:28,310 --> 00:16:31,770
‫اون خیلی از من سرتر بود.

263
00:16:32,820 --> 00:16:36,390
‫پس چرا تغییر کلاس داد تا بشه مهاجم خط مقدم؟

264
00:16:36,740 --> 00:16:40,720
‫یعنی به عنوان مهاجم خط مقدم هم قویه؟

265
00:16:40,720 --> 00:16:42,290
‫فکر کنم آره!

266
00:16:42,290 --> 00:16:46,400
‫همون‌طور که صبح گفتم، توی یه لحظه
‫دخلِ دوجین اورک رو آورد!

267
00:16:46,720 --> 00:16:49,110
‫این فوق‌العاده‌ست!

268
00:16:49,110 --> 00:16:52,240
‫منم می‌خوام زودتر اون‌قدر قوی بشم!

269
00:16:52,240 --> 00:16:55,360
‫آره، منم قراره قوی‌تر بشم!

270
00:16:55,360 --> 00:16:58,380
‫خیلی خب، بیاید تمام تلاشمون رو بکنیم!

271
00:16:58,380 --> 00:17:01,670
‫پس یه مهاجم خط مقدم خوب هم هست، نه؟

272
00:17:01,670 --> 00:17:05,600
‫حدس می‌زنم نابغه واقعی این شکلیه.

273
00:17:06,100 --> 00:17:08,520
‫با این حال، من تسلیم نمی‌شم!

274
00:17:08,520 --> 00:17:12,670
‫هر چی بتونم ازش یاد می‌گیرم و قوی‌تر میشم.

275
00:17:12,670 --> 00:17:15,440
‫لوگان، قیافه‌ت ترسناک شده‌ها.

276
00:17:15,440 --> 00:17:16,430
‫خسته‌ای؟

277
00:17:17,220 --> 00:17:18,670
‫نه.

278
00:17:18,670 --> 00:17:21,430
‫فقط داشتم واسه فردا به خودم روحیه می‌دادم.

279
00:17:22,480 --> 00:17:24,180
‫پس حسابی آماده‌ای، نه؟

280
00:17:24,690 --> 00:17:27,000
‫منم به خودم روحیه میدم!

281
00:17:27,000 --> 00:17:28,670
‫منم همین‌طور!

282
00:17:31,550 --> 00:17:36,200
‫غذای اینجا همیشه عالیه!

283
00:17:36,480 --> 00:17:39,940
‫امروز مهمون مایید. هر چی می‌خواید سفارش بدید.

284
00:17:39,940 --> 00:17:41,420
‫ممنونم.

285
00:17:41,950 --> 00:17:46,960
‫ولی تو توی گروه قهرمان‌ها بودی،
‫باید خیلی خوش گذرونده باشی.

286
00:17:47,320 --> 00:17:49,660
‫اصلاً.

287
00:17:49,660 --> 00:17:51,920
‫تمام خرده‌کاری‌ها و بدو بدوها با من بود،

288
00:17:51,920 --> 00:17:54,510
‫واسه همین وقت زیادی واسه تفریح نداشتم.

289
00:17:54,870 --> 00:17:56,000
‫که این‌طور.

290
00:17:56,000 --> 00:17:58,540
‫به نظر سخت میاد.

291
00:17:58,540 --> 00:18:01,840
‫پس این قضیه اون مقاله رو بدتر هم می‌کنه.

292
00:18:01,840 --> 00:18:05,490
‫اصلاً لازم نبود اونجوری بنویسنش.

293
00:18:05,490 --> 00:18:06,900
‫موافقم.

294
00:18:06,900 --> 00:18:09,020
‫باید فراموشش کنی.

295
00:18:09,360 --> 00:18:12,030
‫شنیدن همین حرف از شما خوشحالم می‌کنه.

296
00:18:12,030 --> 00:18:13,430
‫ممنون.

297
00:18:17,240 --> 00:18:21,730
‫تو توی گروه قهرمان‌ها افسونگر بودی، درسته؟

298
00:18:21,730 --> 00:18:25,390
‫ولی وقتی اول دیدیمت گفتی
‫مهاجم خط مقدمی.

299
00:18:25,390 --> 00:18:27,400
‫منم برام سوال شده بود.

300
00:18:27,400 --> 00:18:28,790
‫کدومشی؟

301
00:18:29,190 --> 00:18:31,210
‫در حال حاضر از شمشیر استفاده می‌کنم.

302
00:18:31,210 --> 00:18:33,950
‫وقتی از گروه اومدم بیرون تغییر کلاس دادم.

303
00:18:34,700 --> 00:18:36,950
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

304
00:18:37,790 --> 00:18:41,430
‫راستش من تو گروه قهرمان‌ها هم
‫قبلاً شمشیرزن بودم.

305
00:18:42,320 --> 00:18:45,390
‫بچه که بودم بیشتر از هر کسی
‫دلم می‌خواست شمشیرزن بشم.

306
00:18:45,390 --> 00:18:47,930
‫وقتی اون جایگاه رو گرفتم خیلی خوشحال بودم.

307
00:18:48,520 --> 00:18:51,340
‫چیزی که از بچگی می‌خواستی، هان؟

308
00:18:51,340 --> 00:18:54,690
‫شاید پدرت شمشیرزن بوده؟ دلیلش این بود؟

309
00:18:55,110 --> 00:18:57,940
‫پدرم نه. پدربزرگم.

310
00:18:58,800 --> 00:19:03,790
‫اون یه ماجراجوی قدیمی بود، و یه روز که
‫یه هیولا اومد تو روستامون،

311
00:19:03,790 --> 00:19:06,030
‫با یه شمشیر شکستش داد.

312
00:19:06,830 --> 00:19:11,240
‫دیدن اون صحنه باعث شد بخوام شمشیرزن بشم.

313
00:19:11,240 --> 00:19:12,960
‫درک می‌کنم.

314
00:19:13,450 --> 00:19:16,560
‫ولی اگه اون‌قدر دلت می‌خواست،

315
00:19:16,560 --> 00:19:18,460
‫چرا افسونگر شدی؟

316
00:19:18,780 --> 00:19:24,350
‫قضیه از وقتی شروع شد که رفتیم طبقات پایین،
‫و سرعتمون کم شد.

317
00:19:24,350 --> 00:19:28,860
‫آره، اون پایین هیولاها خیلی قوی‌تر میشن.

318
00:19:28,860 --> 00:19:31,770
‫درسته، پس طبیعی بود که سرعتمون کم بشه.

319
00:19:32,430 --> 00:19:36,140
‫ولی اون موقع، این رو درک نمی‌کردیم.

320
00:19:36,950 --> 00:19:40,140
‫از اونجایی که می‌خواستیم سریع پیشروی کنیم،

321
00:19:40,140 --> 00:19:42,180
‫رفتیم تو فکر داشتن یه افسونگر،

322
00:19:42,180 --> 00:19:44,030
‫که اون زمان داشت مد می‌شد.

323
00:19:44,670 --> 00:19:48,540
‫و چون من یه آچار فرانسه بودم که
‫از پس هر کاری برمی‌اومد،

324
00:19:48,540 --> 00:19:50,660
‫من کسی بودم که انتخاب شدیم.

325
00:19:51,170 --> 00:19:53,230
‫به خاطر مصلحت گروه، هان؟

326
00:19:53,230 --> 00:19:57,290
‫ولی همون باعث شد تا طبقه ۹۴ برید،

327
00:19:57,290 --> 00:19:59,670
‫پس کار درستی بوده، مگه نه؟

328
00:19:59,670 --> 00:20:03,180
‫نه، روش خوبی واسه این کار نبود.

329
00:20:04,500 --> 00:20:10,430
‫حتی اگه من تغییر کلاس می‌دادم، باید سرعتمون
‫رو کم می‌کردیم و قوی‌تر می‌شدیم.

330
00:20:10,830 --> 00:20:12,070
‫چی...

331
00:20:12,070 --> 00:20:13,440
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

332
00:20:14,810 --> 00:20:18,620
‫ببخشید، دارم به گروه قبلیم سخت می‌گیرم.

333
00:20:19,190 --> 00:20:21,440
‫بیشتر از این نمی‌تونم چیزی بگم.

334
00:20:21,980 --> 00:20:28,880
‫شانس اینکه گروه قهرمان‌ها بتونن از طبقه ۹۴
‫جلوتر برن، صفره...

335
00:20:29,450 --> 00:20:33,840
‫خب، شمشیرزن ایده‌آلت چیه؟

336
00:20:33,840 --> 00:20:35,710
‫این یکی رو که می‌تونی بهمون بگی، نه؟

337
00:20:37,320 --> 00:20:38,810
‫درسته.

338
00:20:39,650 --> 00:20:42,970
‫می‌تونم بگم یه همه‌فن‌حریفِ خفن؟

339
00:20:44,840 --> 00:20:49,920
‫در اصل، شمشیرزنی که بتونه حتی از پسِ
‫طبقات پایین هم تنهایی بربیاد.

340
00:20:49,920 --> 00:20:52,140
‫این چیزیه که می‌خوام بشم.

341
00:20:54,650 --> 00:20:56,130
‫مطمئنم اتفاق می‌افته.

342
00:20:56,130 --> 00:20:57,480
‫تو که باشی، حتماً میشه!

343
00:21:04,760 --> 00:21:08,320
‫سفر آموزشی‌مون فردا تموم میشه!

344
00:21:08,320 --> 00:21:12,160
‫این یعنی خداحافظی با اون، آره سوفیا؟

345
00:21:13,650 --> 00:21:15,120
‫آره.

346
00:21:15,420 --> 00:21:18,750
‫بعد از فردا دیگه نمی‌بینمش.

347
00:21:19,330 --> 00:21:24,010
‫کاش می‌موند پیشِ «خرگوش‌های آسمان شب»...

348
00:21:24,480 --> 00:21:26,470
‫چرا ازش نمی‌خوای؟

349
00:21:26,470 --> 00:21:29,230
‫اگه بهش بگی، شاید قبول کنه.

350
00:21:30,090 --> 00:21:33,300
‫خیلی خودخواهانه‌ست. تازه فایده‌ای هم نداره.

351
00:21:33,300 --> 00:21:34,930
‫واقعاً؟

352
00:21:34,930 --> 00:21:38,460
‫اگه ازش بخوای، شاید قبول کنه.

353
00:21:38,460 --> 00:21:39,900
‫درست مثل کاری که سلما می‌کنه.

354
00:21:39,900 --> 00:21:43,360
‫اورهان مثل خواهرم نیست!

355
00:21:45,480 --> 00:21:50,390
‫ولی خیلی غم‌انگیزه اگه دیگه نبینمش...

356
00:21:50,390 --> 00:21:54,170
‫شاید بهش بگم.

